یک دو سالی کرده بودیم دفع شر

مردم استان غربی خون جگر

دشمنان پرده نشین ما بی خبر

جنگ بود و دشمن آمد بی خبر

جنگ بود و سنگ ها بر پشت در

جنگ بود و سینه ها عین سپر

جنگ بود و دست در دست پدر

می فشرد و گاه می دادم خبر