جنگ بود و...
یک دو سالی کرده بودیم دفع شر
مردم استان غربی خون جگر
دشمنان پرده نشین ما بی خبر
جنگ بود و دشمن آمد بی خبر
جنگ بود و سنگ ها بر پشت در
جنگ بود و سینه ها عین سپر
جنگ بود و دست در دست پدر
می فشرد و گاه می دادم خبر
+ نوشته شده در جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ ساعت 9:30 توسط اصغر سیف الدین هومانی
|